همون ستون پیشنهاد فیلم

 

فیلم های پارتیزانی! یادش بخیر
 
 هادی مقدم دوست
 یادم هست نوجوان که بودم تلویزیون فیلم های پارتیزانی زیاد نمایش می داد ومثال بارز فیلم پارتیزانی آن سال ها هم همان فیلمی بود که در آن بچه خردسالی به روی جنازه مادر کشته شده اش برگ های درختان جنگل را می ریخت تا او را مثلا به زعم خودش دفن کند و یا یک صحنه دیگرش هم این بود که آلمانی ها برای اینکه حفره های زیر زمینی محل اختفای پارتیزان ها درجنگل را کشف کنند سرنیزه های تفنگ هایشان را توی زمین جنگل فرو می کردند تا اگر سرنیزه ها راحت توی زمین فرو رفت بفهمند که  آن زیر حفره ای وجود دارد و یادم می آید که اوج فیلم آنجا بود که یکبار یکی از مردان پارتیزان مخفی شده در حفره زیرزمینی برای اینکه آلمانی ها آمار آنها را نگیرد با کف دستش مانع حرکت آسان نوک سرنیزه به پایین شد تا آلمانی ها از راحت فرو رفتن سرنیزه حس نکنند آن زیر حفره ای وجود دارد و یادم می آید که همه ما تماشاگران دیدیم که سرنیزه تفنگ آلمانی ها قشنگ فرو رفت توی کف دست آن مرد پارتیزان.باز یادم هست همان سالها یک انتقادی بین مردم از تلویزیون وجود داشت که می گفتند تلویزیون چرا اینقدر فیلم تکراری نشان می دهد و این موضوع سوژه  طنز مجلات فکاهی آن زمان هم شده بود. این موضوع آنموقع آنقدر قوی شده بود که حس دافعه نمایش فیلم تکراری تبدیل به یک خرده فرهنگ شد و هنوز هم که هنوز است می بینم بعضی ها از تصور تماشای فیلم تکراری - بر پایه همان عادت تاریخی - کهیر می زنند، اما حالا امروز می دانید پیشنهاد من به شما راجع به فیلم دیدن چیست ؟ ... می خواهم به شما پیشنهاد کنم فیلم تکراری ببینید... می خواهم به شما توصیه کنم اگر در گذشته فیلم هایی - ولو سیاه و سفید - دیده اید باز هم بروید آنها را ببینید. شما با این کار خاطراتتان را زنده می کنید و این موجب تقویت حافظه و بازیابی خاطرات شماست. چند روز پیش که فیلم سیاه و سفید تعطیلات رمی را  برای بار سوم دیدم برایم دو تداعی با ارزش داشت . اولین تداعی به خاطر آوردن یک دستاورد آموزشی در عالم آموزش سینما بود که همان سالها از فیلم آموخته بودم و دومی هم  به خاطر آوردن یکی از پسرخاله هایم بود ! یادم آمد بار اول - حدود شانزده سال پیش - وقتی که با پسرخاله بی علاقه ام به سینما این فیلم را در یک کانون فیلم دیدم بر پایه دیالوگ سردبیر نشریه توی فیلم به گریگوری پک  که حرف از "یقه طلایی رنگ پرنسس" می زد به موضوع "تصور رنگ در فیلم های سیاه سفید" فکر کردم و یادم آمد که پسرخاله ام که آن روزها از فرط عشق افسرده گی گرفته بود و فیلم او را خیلی جذب کرده بود، هنگام تماشای فیلم وقتی این دریافت سینمایی ام را به او گفتم برگشت و با اخم به من گفت : حرف نزن داریم فیلم می بینیم! و چه خوب که این چند روز پیش بعد از تماشای مکرر تعطیلات رمی گوشی تلفن را برداشتم و با پسرخاله ام تماسی گرفتم و حال و احوالی کردیم ...حالا برای اینکه دلیل ذکرمثال اول این یادداشت  ( فیلم های پارتیرانی) معلوم شود از هم سالان خودم و آنها که آن فیلم را یادشان افتاد می خواهم سوال کنم: آیا شما دوست ندارید این فیلم پارتیزانی را دوباره به صورت تکراری ببینید ؟ می دانم که آنها قطعا خواهند گفت : بله !...گمان می کنم فیلم تکراری دیدن پیشنهاد خوبی باشد ... امتحان کنید . خوش می گذرد
  
نویسنده : هادی مقدم دوست ; ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢۱ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :