برای جهان سینما درباره بی پولی ( فعلا به ترتیب میل باکس )

 

خدا عاقبت همه را به خیر کند.

هادی مقدم دوست

اولویت بنده در کار فیلمنامه نوشتن کار طنز است. از نظر این حقیر طنز لزوما نه آن چیزی است که منظورش ایجاد خنده و قهقهه است بلکه طنز یعنی زبان خوش . یعنی فضایی که در آن به همراه خوشی و نشاط و امید ، احساس امنیت و آسوده گی کامل وجود داشته باشد تا تماشاچی فیلم و محتوای فیلم و همه چیز فیلم به دلش بچسبد و از تماشای آن لذت ببرد  و با فیلم دعوا نداشته باشد و در انتها اگر مایل بود دعاگو هم باشد. طبیعی است که این گونه فیلمها که حال و هوای خوش دارند و پی ایجاد فضای امن ذهنی برای تماشاچی اند در نهایت و به طور خودبخود دارای پایان خوش هم هستند. بنده گمان می کنم انسانهای نرمال که با خود رودرواسی ندارند به طور طبیعی فیلم خوش اخلاق را که پایان خوش داشته باشد ( البته نه پایان خوش زورکی ) را دوست دارند. همانطور که در زندگی برای خودشان و دیگران آرزوی خوشبختی و عاقبت به خیری می کنند. جدا از اینهمه و جدا از رعایت پسند تماشاچی برای انتخاب پایان و زبان خوش برای فیلم نکته بزرگ دیگری که آدم را هل می دهد و ناچار می کند که پایان و زبان خوش برای نوشته اش انتخاب کند خود سوژه ها و موضوعات است.  فیلمنامه فیلم بی پولی بواسطه اینکه اساسا سوژه اش یعنی "بی پولی " سوژه تلخی نیست نمی شود برای آن فرجام تلخی رقم زد .بی پولی مفهومی متفاوت از فقر و یا بی چیزی است . بی پولی مثل حالت آخر برج کارمندهاست که به بی پولی می خورند . ماه که تازه شود بی پولی تمام می شود و باز  زندگی شیرین می شود .

شخصا خبر ندارم در این دنیا چه چیزهایی خیلی تلخ است و در بررسی تلخ هایی که دیگران برایم اسم برده اند به این نتیجه رسیده ام که :"نه ! این یکی هم تلخ نبود " اما گمان می کنم تنها چیزی که تلخ است و  از همان ابتدا تلخی از سر و رویش می ریزد نا امیدی است . گمان کنم هیچ چیز تلخ تر از ناامیدی نیست اما هنوز مطمئن نیستم که اگر روزی دست کار نوشتن کاری درباره ناامیدی شدم باز هم پایانی تلخ برایش کارسازی کنم و این بدان دلیل است که وظیفه ما در اصل "بشارت دادن به زیبایی " هاست. قرار است بتوانیم کاری کنیم که مخاطب قوی تر و امیدوارتر شود. آنهایی که از واقعیت سندهایی برای اثبات تلخی جور می کنند بیشتر "میکروب شناس" هستند تا "داروساز" . به گمانم کار فیلم و سینما " داروسازی و درمانگری" است. به گمانم طنز با بهره هایی که از اکتشافات "میکروب شناسان محترم" می گیرد کارش رقیق کردن و شیرین کردن میکروب برای تولید نوعی واکسن است. جدا از همه اینها به نظرم کار طنز محصول ظرافت و نازک اندیشی بیشتری است . طنازی بیشتر به مینیاتورهای نازک طبعانه بیشتر می ماند و طبعا نازک قلمی نیز می طلبد. جراحت های یوقور و زمخت قلم های ضخیم هنر تلخ نه خوش اندیشی و نه خوش باشی به همراه دارد و نه تحسین  قلبی مخاطب طبیعی و سالم الاحوال را. خدا عاقبت همه را به خیر کند .

 

  
نویسنده : هادی مقدم دوست ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ٢٠ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :