دادم برا یه مجله که تازه می خواست راه بیفته. نفهمیدم راه افتاد یا نه

 

همیشه در طول بازی مراقب پشت خود نیز باشید

هادی مقدم دوست

همراه بامداد شش ساله رفته ایم کوچه که راه برویم. بامداد پی درپی از شخصیت های بازی کامپیوتری کومبت می گوید و تعریف می کند که چگونه با شخصیت های این گیم مبارزه می کنند و چند لحظه یکبار دست مرا ول می کند و حرکات رزمی آنها را در کوچه اجرا می کند و می گوید و با هیجان می گوید که چگونه ضربه آخر به حریف رو به مرگ می زند. دوست دارم در این نیم ساعت که همراه بامداد بیرون هستم یک چیزی برای بامداد بخرم. دوست دارم همان چیزی را که دوست دارد بخرم و البته ملاحظه صلاحش را هم می کنم. می دانم این بازی های کامپیوتری را دوست دارد. خوراکی موراکی هم زیاد دوست ندارم برایش بگیرم. ترجیحا کالا فرهنگی باشد بهتر است. اگر این بازی های کامپیوتری را دوست دارد می رویم همین مغازه سرکوچه که قبلا پیک موتوری بود و بعدا خالی افتاد و حالا شده مغازه فروش سی دی های بازی های کامپیوتری. فکر می کنم قشنگ بایستم و تک تک سی دی ها را چک کنم و یکی که خون و خونریزی ندارد را پیدا کنم و آن را بگیرم اما بامداد تا داخل مغازه می شود می دود پشت دخل مغازه که یک کامپیوتر روی میز گذاشته اند و پسر دوازده سیزده ساله ای پشت آن نشسته و بامداد سریع با او هم صحبت می شود. من از جمله بامداد می فهمم اسم بازی کانتر است. بامداد با ذوق می گوید: ایول کانتر دوبله بفارسی! و بعد از پسر می پرسد خفه کن هم داره ؟ پسر می گوید : خفه کنش حال نمی ده. بامداد او را راهنمایی می کند : تیرات داره تموم می شه. پسره می گه : اون رییسشونو بکشم بهم تیر می ده . از بلندگو صدایی می آید که بفارسی می گوید : مسلسل ... گوشم تیزتر می شود و یک خورده جلو می روم و مانیتور را می بینم مثل همیشه یک کماندوی هیکلی دارد در یک راهرو زمخت و با دیوارهای قطور راه می رود. دوباره به بازیها نگاه می کنم . اسم چندتا فیلم سینمایی و سریال را می بینم که تبدیل به بازی شده اند . میامی وایس و سریال لاست. از قبل ذهنیتی راجع به یکی از این بازی ها که اسمش سیمز است دارم. می دانم خون و خونریزی ندارد و ماجرایش این است که باید کار پیدا کنی و کار کنی و پول جمع کنی و خانه و اثاثیه بخری و زن بگیری و بچه دار شوی .با مرد جوان صاحب مغازه وارد صحبت می شوم که بازی ایرانی چی داری او می گوید گرافیک بازی ها پایین است و ما از آنها نمی آوریم می پرسم کارها چندتا هستند می گوید یکی هست به اسم مبارز یکی هم گلهای شادی و یکی هم رانندگی در تهران که حسینی همان مجری تلویزیون تویش بازی کرده و زیاد اطلاعات دقیقی درباره بازی های تولیدی ایرانی ندارد. اما بامداد که فهمیده من در حال انتخاب هستم خودش به من می گوید اگر می خواهی برایم چیزی بگیری کانتر را بگیر. چیزی را که خواسته برایش می گیرم . چیزی که او الان نیاز دارد کانتر است . فکر می کنم باید نیازش تغییر کند تا بازی های ایرانی را بخواهد شاید هم بازی های ایرانی باید نیاز او را تغییر دهند. از اینکه برایش بازی کانتر را گرفته ام راضی نیستم و ناراحتم. کار خوبی نکرده ام اما پس زدن دستش هم کار خوبی محسوب نمی شود و اگر از من کانتر خواسته باید برایش کانتر را بگیرم. وقتی که کانتر را خواست حضور ذهن نداشتم که در برابر او چه جوابی دهم. در استدلال پیش او احساس فقر می کنم. آیا باید می گفتم : بامدادجان  کانتر یک بازی خون و خونریزی است و برای تو مناسب نیست و فعلا ما خودمان محصولات جذاب و مناسبی که تو را به سوی خط و مشی های تربیتی خودمان سوق بدهد تولید نکرده ایم و فعلا همه چیز در مرحله پژوهش است ؟ ... خب من هم در مرحله پژوهش هستم. من هم باید روی خودم تحقیق کنم و ضعف ها و نیازها و روش و هدفهایم را پیدا کنم و به زیبایی و به زبانی کودکانه بامداد را متوجه چیزی  موجود و جذاب تر در این دنیا کنم تا محققان پژوهش کنند و هنرمندان بازی های جذاب و مفید درست کنند. من هول شدم و توان مقابله با میل بامداد را نداشتم و بازی کانتر را برایش گرفتم .شب می روم اینترنت. کانتر را سرچ می کنم ببینم چه چیزی برای بامداد خریده ام . اطلاعاتی که راجع به آن می یابم اعصابم را خیلی ناراحت می کند. من هم معتقدم که باید بازیهای ایرانی و بر اساس نیازها و تدابیر فرهنگی ایرانی ( و نه فقط تولید شده در ایران ) برای بچه ها تولید شود. من واقعا ناراحتم. یک چیزی را راجع به بازی کانتر در آوردم و آن را همین جا برایتان نقل می کنم تا شما ببینید چه چیز نامناسبی برای بچه عزیزی که خیلی خیلی دوستش دارم خریده ام :

چند نکته مهم برای بازی کانتر

نکته1: همیشه سعی کنید در یک مسابقه از یک اسلحه استفاده کنیدو کاربردهای مختلف اسلحه ها رو یاد بگیرید . با تمرین کردن خیلی چیز ها رو در مورد اسلحه های مختلف می تونید یاد بگیرید

نکته2: در درگیری های نزدیک به هیچ عنوان در یک جا نایستید و همیشه در حال حرکت باشید تا تیر به شما اصابت نکند. اگر هم تفنگ نشانه دار دارید پنهان شوید و در وقت مناسب تیر خود را شلیک کنید

نکته3: به هیچ عنوان شلیک نکنید مگر اینکه مطمئن باشید تیر شما به حریف برخورد می کند. اگر فاصله دشمن با شما زیاد هست تیر اندازی نکنید زیرا هدف متوجه شما می شود با دقت نزدیک شده و در وقت مناسب شلیک کنید.

نکته 4: اگر فکر می کنید دشمن در پشت و یا کنار جعبه مخفی شده است از نارنجک استفاده کنید.

نکته5:همیشه مواظب باشید دارید به کی شلیک می کنید . هیچ کس دوست نداره هم تیمی خودشو بکشه یا زخمی کنه!!!!

نکته6:همیشه صدای بازی را روی بلندترین قرار دهید. در گوشه ها مخفی شوید و منتظر یک دشمن بمانید. بهتره بعد از دیدن دشمن بیشتر به سمت سر او شلیک کنید.

نکته7:همیشه یک جلیقه ضد گلوله و همچنین چند نارنجک برای مسابقه اول خریداری کنید.

نکته8:همیشه در طول بازی مراقب پشت خود نیز باشید.

نکته9:همیشه سعی کنید به سر حریف بزنید چون بلافاصله خواهد مرد . در حالت تک نفره این کار را با کامپیوتر تمرین کنید.

نکته10:اگر شما آخرین نفر از گروه خود هستید و همه گروه خود را از دست داده اید بسیار مراقب باشید . حواستونو جمع کنید چون به راحتی می تونید با گفته های قبلی حریف های آماتور خودتونو شکست بدید.

نکته11: اگر بعضی موقع ها فکر می کنید حریف شما به خاطر داشتن اسلحه بهتر و یا اینکه گروه خودتو از دست دادید و تنها هستید 100 درصد می بازید با اینکه می دونی می بازی ولی هیچ موقع خودتو نکش و سعی کن حداقل یکی از اعضای گروه حریف رو بکشی این تو روحیه شما برای مسابقات بعدی تاثیر می زاره!!.

نکته12:اگر می بینید دشمن چنان در نزدیک شماست و اصلا متوجه شما نیست با چاقو کار آن را بسازید دیگر احتیاجی به اسلحه در این موارد نیست.

 

  
نویسنده : هادی مقدم دوست ; ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱٩ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :