یکسالی در جلسه مطبوعاتی فیلم می زاک بحث محث شد بعد اینو توی فرهنگ آشتی نوشتم

فحش از دهن تو طیبات است

هادی مقدم دوست

اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم

اگر تو زهر زنی به که دیگری تریاک

حافظ

این اولین دفعه نیست که با فرهنگ آشتی رابطه‌ای  با معنی و مسما دارم. یادش بخیر چند سال قبل تر یکی از رفقا سه چهار پنج روزی  با زنش قهر بود و آمده بود تلپ شده بود دفتر چهارراه  کالج ما  و شب هم حتی خانه نمی رفت . این رفیق ما روز سوم دست کرد بیست (هزار) تومن لای یک سر رسید گذاشت و داد دست من و گفت هادی بیا این را بگیر برو دم خانه ما بده دست خانم من که  بی خرجی نماند و تاکید کرد یک روزنامه ای چیزی گیر بیار و سررسید را بپیچ توی آن و چسب بزن که نفهمد تو می دانی ما قهریم که خجالت می کشد. روزهای انتخابات بود . یادم نیست چه انتخاباتی . اما همه جا روزنامه های مفتی روی زمین بود. از بین روزنامه ها فرهنگ آشتی را برداشتم و سررسید حاوی پول را یک ریختی که لوگوی روزنامه قشنگ پیدا باشد توی آن پیچیدم و چسب زدم و بردم امانتی را رساندم و همان لوگو- باعث آشتی شان شد و رفیق ما غروب بلند شد رفت خانه اش .

پریشب بود که بعد از نمایش می زاک راهی سالن سه شدم که در جلسه نقد و بررسی فیلم می زاک باشم . جلسه – چنان که افتد و دانی –پیش رفت اما حیرت من از این جا شروع شد که شنیدم یکی جلوی من از در سالن بیرون می آمد گفت : عجب جلسه خشنی بود. ولی واقعیت این است که من آن شب هیچ عداوت و خشونتی ندیدم .بنده هر چه آن شب دیدم و رخ داد  نیت خیروخوب بود . یادم نمی آید که بد نیتی آنجا دیده باشم . این را که می گویم با جرئت می گویم و در آن تردید ندارم . ندیدم کسی عمیقا بخواهد به کسی صدمه بزند یا کسی را خراب کند . هر چه بود صورتی از نیت آبادی بود. امیرقادری حرفی که زد ابدا حرف شرورانه و یا خشنی نبود. او از منابع مالی فیلم و ربط آن با بودجه دولتی سوال کرد .این که خیلی خوب است یک جوان ایرانی – فارغ از کسوت منقدی و نقد ساختار و امثال ذلک -  نگران بیت المال باشد و بر این موضوع غیرت به خرج دهد و این هم خیلی خوب است که مرد معتبری همانند آقای کوثری توضیحی متقن و مطمئن بدهند و باز خوب تر است که وقتی کوثری توضیحش را تمام و کمال کرد قادری بگوید : پس ببخشید ! آدم باید خوش نیت باشد تا بتواند حرف حساب را بی لجبازی بپذیرد ... نیما حسنی نسب حرفی که زد این بود که :چرا سوال را نخواندید . سوال او را ( که مربوط به صدایی در فیلم بود )  وقتی خواندند  لیالستانی با دقت نظری جدی گفت : در صداگذاری بعدی در این صدا تجدید نظر می کند. این که دستاورد خیلی خوبی است برای یک سوال. چرا برخی فکر می کنند آن شب جنگ به پا شده !! شاید گمان کنیم که خشونت از کف زدنهای حین نمایش فیلم شروع شده . باید باور کرد که فیلمهای عجیب و صمیمی خودشان سر شوخی را باز می کنند . برخورد تماشاچیان هم با فیلم برخوردی است در گروه مدح شبیه ذم . لیالستانی هم خودش این را می داند و ابدا از کف زدن ها نرنجید چون می داند که کف زدن تفاوت دارد با خصمی که در باطن هو کردن نهفته است تماشاچیان بنا بر تشخیص خود ذم شبه مدح را اجرا کردنددرست است که در جلسه نقد و بررسی صورت رویدادها کمی درهم برهم و به قول خارجی ها کانفیوز بود اما یک ملکول بد نیتی در آن سالن من ندیدم . اصل مطلب همین نیت است . برخی فکر می کنند آن شب شب تلخی بوده است . چرا ؟ چون شکلش شلوغ بود ؟ شلوغ پلوغی هم که فی نفسه و بالذات بد نیست . فی المثل وقتی بد است که همسایه ها یا مریض داشته باشند یا از خواب بپرند!

سینما فلسطین و سالن شماره سه هم اصلا برای همین است که همه – حتی با صد ای  بلند ولی با نیت خوب – حرفشان را بزنند. آن شب  حرفها همه مثل حرفهای رفقای بی رودرواسی بود که خیلی تمرین مجامله ندارند . خب ندارند . چه کنند !؟  نیتشان باید خوب باشد که خوب است . مثل آن رفیق من که داد آن بیست تومن را ببرم در خانه شان . رفقا سر هم داد هم بزنند خیالی نیست . . خدا شاهد است نمی خواهم– مثل زبان بازهای صلح طلبی که در حیاط کلانتری مخ شاکی را می زنند - کسی را زوری با کسی آشتی دهم که از شکایتش صرفنظر کنم .بنده می خواهم به واقعیتی اشاره کنم که در هاگیرواگیر هیاهو مغفول مانده . یعنی : نیت خوب !. واقعیت همین است. سال دیگر ممکن است همین آقای لیالستانی با فیلم بعدی اش همه را به عالی ترین شکل تحت تاثیر قرار دهد و همه پیش ایشان بروند و بکویند:  دمت گرم مرد ! ... این اتفاق صد و پنجاه بار تا کنون افتاده و بی سابقه نیست .

مطلب طولانی شد. آخر سری به سیاق اول مطلب این بیت خردسوز و مستانه از سعدی که محک حد بی توقف پیشی در حسن نیت و رفاقت  است را تقدیمتان می کنم .

زهر از قِبَل ِ تو نوشداروست

 فحش از دهن تو طیبات است 

 

 

  
نویسنده : هادی مقدم دوست ; ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱٩ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :