در پنجره کار شد

جنگ شوخی بردار نیست

هادی مقدم دوست

 

جنگ امری جدی است. در آن آدمها کشته می شوند. خانه ها ویران  و آوارگی پیدا می شود. ترس در آن فراوانی دارد. وحشت امری رخ دادنی است. در جنگ دشمن به سمت آدمها گلوله شلیک می کند. خشونت های بسیاری رخ می دهد. صدماتی که در جنگ رخ می دهد شدید است. شدید. در جنگ حلوا خیرات نمی کنند . جنگ با کسی شوخی ندارد. جنگ امری جدی است.

چگونه است با این همه جدیت جنگ می شود با روحیه ای شوخ به سراغ جنگ رفت و مثلا فیلمی  ساخت که سر به سر جنگ می گذارد... گمان می کنم پاسخ در متن پرسش نهفته است و نکته در معنا و کاربرد معمول واژه شوخ است. برای  درک بیشتر پاسخ  لازم استبه این گزاره دقت کنیم : آدم شوخ شوخ است ...این گزاره بی تردید و بدون هیچ ارجاعی به هیچ مصداقی صادق است.

بله! شوخ طبیعی شوخ طبعان است که اسباب نسبت بین جنگ ( به عنوان امری جدی ) با هنر شوخ طبعان است ... یعنی شوخ طبعان به دنبال فضاهای جدی می گردند تا خیمه ی هزل خود را در آنجا برپا کرده تا حضور انها بیشترین و پررنگ ترین نمود را پیدا کند ... اما تاکید می کنم که انتخاب جنگ یا هر فضای جدی دیگر  برای عرضه ی شوخی فقط کارکرد پسزمینه ای دارد و به هیچ عنوان نمی شود با خود جنگ شوخی کرد و لحظه ی از یک خشونت سبوعانه و یا کشتار را نمایش داد و به آن قهقهه زد ...آنکسی که ادعای قدر قدرتی در شوخ طبعی می کند و ادعایش سر به آن جا می زند که من با جنگ هم شوخی می کنم خودش از نکته ای بخصوص خبر ندارد ... او هنوز این را نمی داند که خود جنگ بعنوان مرکز هدفگیری شلیک های شوخی هدفی شوخی بردار نیست و اگر تا کنون شوخ طبعی هایی در حوزه جنگ دیده ایم خود جنگ بستر بوده است نه مرکز هدفگیری شلیک های شوخ طبعانه ... بله! جنگ بعنوان بستری جدی برای شوخی فضایی مناسب است چرا که در این فضای جدی به دلیل تفاوت و تمایزی که با شوخی دارد باث برجسته تر شدن شوخی است و طبیعتا در فضایی مانند سیرک که فضایی شاد و شوخ و شنگ و مفرح است شوخی زیاد نمودی ندارد اما اصولا بسترهای جدی برای درشت نمایی شوخی فضای مناسبی است ... مثلا مجالس عزا و یا مثلا صحنه های اعدام ( آلمانی ها یک نوع طنزی دارند بنام طنز چوبه ی دار ) و یا مثلا مجالس مهم سیاسی بین المللی ... این صحنه ها صحنه های جدی است ... فضا کاملا رسمی و بدون هیچ مزاحی است ... خب ! حالا اگر مزاحی رخ دهد به دلیل وجود کنتراست خود را خوب می نمایاند ...... جنگ برای شوخی یک بستر مناسب است و نه می شود و نه باید با آن شوخی کرد. شوخی با خود جنگ یک شوخی بیمورد است اما شوخی در بستر جنگ از قضا یک تمهید تکنیکی قابل قبول برای برجسته تر کردن شوخی است . غالب آثار موفقی که بستر شوخی های خود را جنگ گذاشته اند خود با جنگ شوخ طبعی نکرده اند و مثل بقیه آثار شوخ طبعانه هدف شوخی های خود را خصایل انسانی قرار داده اند ...شوخی کردن در بستر جنگ حتی برای خود کسانی هم که در جنگ حضور داشته اند حدود و ثغوری دارد حتی آن مبارزان شوخ طبع صحنه های جنگی هم می دانسته اند که لحظات خونین و تلخ نبرد جای مناسبی برای شوخی نیست در آثار جنگی کمدین های کلاسیک و کمدین های متاخر هیچگاه شاهد صحنه های خشونت نیستیم آنها در واقع به دنبال نمایش ایرادات و عیوب روابط انسانی هستند و حالا اگر حتی صحنه هایی خشن در آثار آنان ببینیم در آن لحظات اثری از شوخ طبعی به چشم نمی خورد که این شوخ طبعی در لحظه های خشن اثری سو و نامطبوع همانند شوخی های بیمورد و زننده  خواهد داشت ... این یک سوتفاهم و یک درک غیر دقیق است که برخی ها می گویند فلان اثر با جنگ شوخی کرده واقعیت دقیق این است که شوخی های آن اثر در بستر جنگ رخ داده است ... انتخاب صحیح بستر شوخی و رعایت ملاحظات هر بستری برای شوخی یک تمهید تکنیکی در آثار هنری شوخ طبعانه است. این در واقع یکی از آن کارهای فنی مربوط به آثار شوخ طبع است . کار طنز و شوخ طبعی قبح زدایی از جنگ نیست. نمی شود جنگ را خنده دار نشان داد و از آن ابزاری برای تفریح فراهم کرد چرا که جنگ به ذات  امری جدی است و هیچ جای شوخی با آن وجود ندارد. از متن و ذات جنگ می شود آثار حماسی و یا غم انگیز و یا فاجعه بارخلق کرد اما شوخی محض نه ! واقعیت این است که جنگ شوخی بردار نیست ... اگر هم کسی تاکنون این سخن از او سر زده : ولی ما باهاش شوخی می کنیم ! و متعاقب این گفته  اثری هنری خلق کرده است یا مطمئنا محصول این گفته اثری مدعی و توخالی بوده و یا مطمئنا اثری دو و یا سه لحنی که شوخی با جنگ را در جوار حماسه و یا غم و یا فاجعه قرار داده است ... شوخی هایی سیاه که بیشتر از انبساط خاطر مخاطب حاصلش  یا ترس و یا بهت وحیرت بوده است ...  نسبت جنگ با آثار هنری شوخ طبعانه بیشتر نسبتی فنی است تا نسبتی محتوایی ...

  
نویسنده : هادی مقدم دوست ; ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ٢٠ شهریور ۱۳٩۱
تگ ها :