سرمقاله اینجا شب نیست رادیو جوان 16/1/1391

اول سلام عرض می کنم خدمتتان و شب بخیر :

بنده امشب از شما شنوندگان عزیز توقع یک دعا دارم ... اما ابتدا لازم می دانم  پیش درآمد این دعا را - که درخواست حاجتی برای  ترقی بیشتر اوضاع فضای کار رسانه و هنر و علی الخصوص فیلمنامه است -  با شما در میان بگذارم ...

واقعیت این است که فیلمنامه نویسی ما پیشرفت کرده است ... اما خیلی پیشرفت نکرده است ... یعنی فقط یک قدم بزرگ در مسیبر رشد برداشته است ... اما این مسیر برای رسیدن به یک رشد قطعی و پایدار به یک قدم بزرگ دیگر هم احتیاج دارد ... راستش را بخواهید فیلمنامه نویسی ما قبل از دوران حالا یک فیلمنامه نویسی کاملا غریزی بود و برای هیچ تکنیک و صناعتی در فیلمنامه نویسی مان اهتمامی برای تدوین تجربه ها وجود نداشته است. یعنی قبل از دوران حالا افراد اصطلاحا با دلشان می نوشتند و تهیه کننده ها با دلشان متن را می پسندیدند و بازیگران با دلشان بازی می کردند و خلاصه همه چیز فقط و فقط "دلی" بود و این حالت رفته رفته و به دلیل افراط و عدم مواظبت و هدایت عقلانی دل تبدیل به یک عیب شد ... عیبی که متاسفانه در عین عیب بودن فضیلت محسوب می شد ... دلی بودن محض تبدیل به یک هنجار شده بود در حالیکه اعتنای محض به دل بدون تعقل در حقیقت یک ناهنجاری است ... برای کنترل این دل در فیلمنامه نویسی آگاهی و اطلاع و مخاطب سنجی و جامعه شناسی و مردم شناسی و متون تئوریک و نقدنویسی و غیره همان کار عقل را انجام می دهد که باعث ایجاد تعادل و هنجار می شود ... این مکمل های عقلانی در آن دوران های "دلی" وجود نداشت ... الان وجود دارد و منظورم از قدم بزرگ اول همین باور کردن ضرورت مکمل های عقلانی است . اما واقعیت این است که نمی شود فقط به همین یک قدمی که برداشته شده است بسنده کرد ... هم اکنون در فضای فیلمنامه نویسی ما عطش آموختن و دانستن وجود دارد ... سند این عطش اظهار نظر ها و ابراز عقیده های مختلف و رنگارنگی است که  از افراد  در زمینه تئوری های فیلمنامه نویسی و سواد رسانه ای سر می زند. این حالتی جدید و شدید و شایع است است که با سر زدن به رسانه های مرتبط با سینما از وجود آن مطلع می شوید... اما این حالت حالت خوشایند و کاملی نیست و فقط در برخی مواقع خرده عقیده ها و خرده نظرهایی امکان انتقال عمومی و توفیق تایید و نهادینه گی پیدا می کنند و بقیه حرفها یا واقعا حرف های صحیحی نیست و یا حرف های مبهم و بدون بینه و برهان است ... حالا اینجا ضرورت برگزاری همایش ها با حضور افراد با تجربه و افراد تحصیلکرده در حوزه های روانشناسی و روانشناسی اجتماعی و مردم شناسی و کارشناسان مطالعات اجتماعی و رسانه و علمای دینی بسیار خود را به رخ می کشد تا این عطش بالقوه به دانستن شکل مدون و منظم پیدا کند و از حالت مغشو ش و درهم برهم و گاه متضاد خارج شود ... یک مثال می زنم ... مثلا بحث فیلم اجتماعی و بحث فیلم تلخ و یا بحث سیاه نمایی ... در حال حاضر عده ای معتقدند که نمایش واقعیت های تلخ به صورت مستند وار برای حل مسائل غامض کافی است عده ای معتقدند این نمایش ها زیانبار است ... عده ای معتقدند که باید نمایش این واقعیت ها توام با نمایش عناصر شکل دهنده آن واقعیت ها باشد و در این صورت نمایش این مسائل غامض مشکلی برای مخاطب ایجاد نمی کند باز عده ای دیگر معتقدند که نمایش واقعیت های تلخ باید همراه نمایش واقعیت های شیرین باشد ... عده ای عقیده دارند که نمایش یکی در میان این دو جنس از واقعیت کار ساز است و عده ای می گویند نمایش یکی در میان واقعیت های تلخ و شیرین شیوه ای غیر ممکن است و عده ای دیگر در حیرتند که اصلا مگر می شود تلخی ها با شیرینی قابل آمیزش باشند ... عده ای به این نتیجه رسیده اند که اگر تا دقیقه هشتاد تلخی نشان دهیم و ده دقیقه بعدی فیلم را پر از شیرینی کنیم اثر فیلم بر مخاطب اثری مخرب نخواهد بود ... عده ای دیگر می گویند ای پایان ها تحمیلی است ... عده ای دیگر اصلا می گویند پایان فیلم باید تلخ باشد و اگر پایان فیلم تلخ باشد اثر بهتر و مثبت تری خواهد گذاشت و عده ای دیگر می گویند نباید کام مخاطب را تلخ و او را مایوس کرد و روش قبلی را مایوس کننده می دانند ... می بینید ... این فضای پر از ابراز نظر فضایی است که هم می تواند مثبت باشد و هم می تواند باعث ایجاد کدورت شود ... یعنی وقتی نظرات تا این اندازه با هم متفاوت است و هر یک از افراد علیرغم نیت های سازنده و نیکو و یکسان نظرات کاملا متفاوت برای خود دارند احتمال دارد که در صورت وجود یک لغزش و یا یک غرض از سوی یک فرد مغرض کار به اختلاف و تفرقه بکشد ... اما اگر هم اندیشی های مداوم و مستمری همانند کرسی های آزاد اندیشی دانشگاه ها برای فضاهای رسانه ای و نمایشی و با حضور و دعوت تک تک افراد دست اندرکار ایجاد شود این پتانسیل به سمت تدوین شدن آرا و به سمت مطلوب و منظمی قابل هدایت است ... بنده مطمئنم دیر یا زود این اتفاق خواهد افتاد ... اما چرا دیر ؟ ... خب ! زود اتفاق بیفتد که بهتر است ... حالا در این دل شب از شما شنوندگان عزیز که خودتان از مخاطبین فیلم های ما هستید خواهشمندم که برای برداشتن این قدم بزرگ دوم دعا کنید ... دعا کنید که کار فضاهای هم اندیشی  برای مباحث گوناگون سینما و فیلمنامه نویسی و کار رسانه ای راه بیفتد تا به امید خداوند سبحان قدم بزرگ دوم را هم در راه اتفاق نظر و وحدت و کارآمدی هر چه بیشتر در فضای سینما و تلویزیون  را هم برداریم ... یا علی . شبتان به خیر.

 

  
نویسنده : هادی مقدم دوست ; ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها :