بولتن جشنواره فیلم شهر

 

باید قبل از غذا دست ها را شست !

هادی مقدم دوست

یک تصوراز فیلم شهری – که ناشی از خلط مباحث و تعاریف مربوط به فیلم خیابانی با فیلم شهری است – این است که فیلم شهری فیلمی است که نمایش دهنده مستقیم و بدون پیام تربیتی خلاف و بزه باشد .اما واقعیت این است که فیلم شهری فیلمی است که در شهر می گذرد. اگر این ارزش را برای سینما قائل باشیم که فیلم می تواند بر زندگی تک تک مخاطبان خود تاثیر تربیتی مثبت بگذارد و قبول داشته باشیم که زندگی کردن در شهر احتیاج به تربیت شهری دارد و پذیرش تربیت شهری نتیجه پذیرش و وجود روحیه تبعیت از قانون است، بهتر و پسندیده تر است که یک فیلم شهری که برای تماشاچی خود برنامه تربیتی دارد، عمیق تر عمل کرده و در دستور کار خود روحیه قانون پذیری را هم ترویج کند. القا  و تزریق احساس روحیه قانون پذیری هم میسر نیست جز با تقویت اندیشه ی حق شناسی و حق پذیری. پس بهتر است فیلمهای تربیتی شهری حس حق پژوهی و حق پذیری را در خود تقویت کنند تا تماشاچی حس حق پرستی اش زیاد شود تا قانون پذیر شده و نسبت به امور شهر خود تربیتی صحیح و متناسب با یک زندگی مدرن جمعی پیدا کند تا بلکه انشالله زندگی قدری از اینی که هست راحت تر شود ! اینها حرف هایی بدیهی و ساده و سازنده است که برای همیشه جای گفتن و تکرار دارد و هنوز حرفی مهم و گفتنی است . ساده و مهم به اندازه ساده گی و اهمیت این حرف تکراری بهداشتی که: باید قبل از غذا دست ها را شست !

اما اگر فیلم  شهری بخواهد بدون نیت تربیتی، فقط فرافکن و عصبی و لجباز و یکدنده و ناامید کننده و اصطلاحا واقعی (1) باشد  هیچگاه ذره ای به کار تربیت شهروندان نخواهد آمد و نمایش شهر در آن فقط به درد این می خورد که دلمان خوش باشد که تصاویری از شهر در داخل نگاتیوهای این فیلم ثبت شده که بعدا می توان از آنها به عنوان سند و تصاویر ضبط شده از شهر استفاده کرد ! که البته این کاربه شکلی تکامل یافته و بسیار قابل اطمینان توسط دوربین های تلویزیونی و خبری انجام می شود .

یک سینمای شهری تربیتی و مفید می تواند  همه مدل فیلمی را در خود جای دهد و فقط قرار نیست فیلم تربیتی شبیه فیلمهایی باشد که سازمان آموزش پرورش و یا مصلحان و انسان دوستان غیر هنرمند تولید می کنند . فیلم تربیتی شهری می تواند عاشقانه، جنایی و شاعرانه وخانوادگی و ملودرام و اکشن و ورزشی و طنز و حماسی و غیره  باشد. مهم این است که اثر گذاری نهایی آن یک اثرگذاری تربیتی برای کمک به یک زندگی بهتر شهری باشد. حال از راه پیام مستقیم مثبت خواه از راه ایجاد یک حس پنهان و درونی شاعرانه و مثبت و خواه ایجاد یک حس خوف و یک هشدار مثبت. مثبت مثبت است. خواه بشارت باشد خواه هشدار.

 حال و احوال یک فیلم تربیتی اصیل مانند حال معلمی است که واقعا می خواهد درس بدهد و بجای درس و تربیت ، نه می خواهد وقت تلف کند ، نه سر کلاس بی خودی شوخی راه بیاندازد و نه  به جای درس گویی شفاف ، مبهم گویی کند و نه اینکه اصلا به جای درس برای دانش آموزان خود حرفهای بیربط  و یا نق و نوق هایی درباره  مشکلات زندگی بزند . بنده خودم در دوران دبیرستان یکی از دبیرهایمان را به یاد می آورم  که به جای درس از سختی های زندگی خصوصی و اجتماعی  خود می گفت و مرتب از وضع بد اقتصادی و سختگیری ها و  بی گذشتی های همسرش شکوه می کرد!  در واقع دبیر ما اصلا نیت تدریس نداشت و حالش خیلی خوب نبود و تکلیف خود را در برابر حق و حقوق ما دانش آموزان انجام نمی داد! ما محصلین قاعدتا باید از او علم تحصیل می کردیم اما خوب یادم هست که همه موقع آمدن او کلافه بودیم که الان بناست برایمان یا  بر جهان و دنیا خشم افشانی کند یا غم عالم را به دل ما بریزد . الان که فکر می کنم خیلی از فیلم هایی که برنامه مشخص تربیتی ندارند مثل همان معلم ما هستند. اما مگر فیلم کالایی برای مصرف کننده نیست و نباید که به کار او بیاید ؟ آیا مثلا می شود کالایی برای مصرف کننده درست کرد تا بجای اینکه اصطلاحا به او حال بدهد حال او را بگیرد ؟!

 کلمات – مثل آدمها – در طول حیات اجتماعی خود برایشان اتفاقاتی می افتد. کلماتی هستند که یک روزی از روزگاران کلمات آبروداری هستند. مثل همین کلمه تربیتی اما استفاده از این کلمه انگار حالا نه خیلی دلچسب است و نه اینکه کمتر کسی مایل به نزدیک شدن به آن است. انگار امروزه – متاسفانه -  افت دارد کسی فیلمی را که می سازد متصف به صفت تربیتی بودن بداند. این رخداد غم انگیزی است، که با کلمات محترمی همچون کلمه  فیلم تربیتی برخوردی ناشایست می شود. تحلیل گران اجتماعی خوب می توانند دریابند که چرا فیلم تربیتی  در طول زمان بد و ناپسند می شود و مثلا فیلم نق نقو یا فیلم بی خیال و یا فیلم ایراد گیر و یا همان فیلمهایی موسوم به واقعی جای آن را می گیرد، فیلمهایی کمتر ممکن است که به دردی  بخورند و به طور یقین می دانم که قطعا  به درد بچه ها ، نوجوانان و آنان که احتیاج مبرم به مواد تربیتی دارند و مشتاق و طالب امیدواری و شوق هستند نخواهد خورد.

..................

پانویس:

1: در یک تئوری نیمه کاره نمایش مستقیم واقعیت فضیلت محسوب شده و در این تئوری تنها خلاف و بزه جزو واقعیت محسوب می شود  و افراد قهرمان ومثبت و اعمال خوب و نعمت ها و فضایل اخلاقی جزو واقعیت به شمار نمی آید . جامعه شناسان باید این را هم تحلیل کنند که این تصور که واقعیت یعنی پلیدی ، از کجا می آید ؟

 

  
نویسنده : هادی مقدم دوست ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ٢۸ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :