یک سال در کتاب جشنواره سینماحقیقت کار شد

مستند و مخاطب

درختان مثمر. درختان غیر مثمر

هادی مقدم دوست

********

این‌طور که به نظر‌‌‌‌می‌رسد فیلم‌های مستند در کشورما مخاطبان اصلا زیادی ندارند و با وجود اینکه فیلم‌های مستند بسیاری در طول سال ساخته ( و ارائه به دفاتر جشنواه‌ها ) ‌‌‌‌می‌شوند این اندازه کم مخاطب ( تقاضا ) در برابر این اندازه محصول ( عرضه ) واقعا ناهمگون به نظر‌‌‌‌می‌رسد. سوال ساده و اصلی اینجا این است : علت کمی تعداد مخاطبین یک اثر مستند و بلا استفاده ماندن مستند چه می تواند باشد؟ و جواب ساده و واقعی هم این است که مخاطب وقتی مستند را می بیند که پیشتر و به هنگام اندیشه برای تولید، مستندساز هم مخاطب را دیده باشد. به نظر می رسد عللی نظیر کمی سالهای سینما برای نمایش مستند، عدم استقبال تلویزیون برای نمایش هر مستندی و نداشتن نشریه اختصاصی و یا  عدم حمایتهای اقتصادی همه بعد از موضوع توجه مستند ساز به مخاطب در این عدم استقبال و در این کم محلی دردآور به آثار موجود نقش دارد. توجه متقابل بین مستندساز و مخاطب همانند وضعیتی شبیه چشم در چشم است. به هنگام رخداد چشم در چشم هردو سوی نگاه به هم خیره‌اند! به او نگاه کنی به تو نگاه می کند .

********

مخاطب مستند کیست ؟

مراد از مخاطب برای مستند کسی است که باید مستند را ببیند و این به آن معنی نیست که سعادتمندی برای مستند یعنی اینکه همه باید هر مستندی را ببیند .این اندیشه و این توقع که یک مستند لزوما باید در حد میلیونی و میلیاردی مخاطب داشته باشد عملا اندیشه ای بازدارنده و اندیشه ای منجر به عدم تولید مستند است. مستند را باید کسی ببیند " که باید ببیند " ! ... این باید را دو نفر معین می کنند:  تهیه کننده مستند به عنوان تصمیم گیرنده و یا خود مستندساز/ تهیه کننده  به عنوان تصمیم گیرنده و سازنده اثر. حالا تعداد مخاطبین اثر از سطحی خیالی ( یعنی همان سطح میلیونی و میلیاردی ) به سطحی منطقی و ممکن می رسد. یعنی شاید ( به طور مثال ) فقط به تعداد کسانی که در خانه شان گلهای آپارتمانی نگه داری می کنند یا کسانی که از داشتن فرزند به دلیل مشکلات فیزیولوژیکی محرومند، یعنی تهیه کننده مستند و مستندساز با هدفگیری معین برای گروهی از مخاطب فیلم مستند خود را تولید می کنند. گاهی اوقات یک مستند برای مسئولین دولتی تولید می شود و ابدا ضرورتی ندارد که دیگر مردم این مستند را ببینند. در این حالت تعداد مخاطبین رصد شده به تعداد مسئولین دولتی است و گاهی اوقات به دلیل موضوع مستند ( مثلا استفاده درست از رایانه خانگی ) این استعداد برای مستند فراهم است که تمامی کسانی که رایانه ای در خانه دارند آن مستند را تماشا کنند. رصد کردن مخاطب و تعیین گروه هدف در واقع کانالی است برای بهره مثبت گرفتن از نیرویی که انسان برای ساخت مستند هزینه می کند. هم بهره معنوی و هم بهره مادی و هیچ کس در برابر کاری که برایش هم بهره معنوی و هم بهره مادی داشته باشد عملا مقاومت نمی کند. مخاطب گریزی های شبه هنری عملا توجیهاتی برای گریز از خروج از خود ( و یا ناتوانی از خروج خود ) و گریز از توجه به مخاطب است. شکل صادقانه آن ساختن فیلم برای خود و درمان خود است که سالمترین نمونه های آن در شکل مستند اتوپرتره و یا خودنگاری نمود پیدا می کند که پیدا شدن تماشاچی برای آن را تنها فقط به اندازه یک تماشاچی می توان تضمین کرد : خود صاحب اثر !

 

 

تمایل باطنی تولیدکننده به مخاطب

فرض بفرمایید درختان که به دو گونه مثمر و غیر مثمر ( درختانی که‌‌میوه‌‌‌‌می‌دهند و درختانی که‌‌میوه نمی‌دهند ) تقسیم‌‌‌‌می‌شوند آنجایی که صاحبان آن به دنبال عرضه ثمرات درختان خود هستند چنانچه برای‌‌میوه درختانشان مشتری پیدا نشود اتفاق اتفاقی ناگوار محسوب‌‌‌‌می‌شود اما در مورد درختان غیر مثمر و یا صاحبان بی خیال درختان مثمر چون اصلا بحث عرضه محصول منتفی است موضوع  نداشتن مشتری – به عنوان یک رخداد ناگوار -  به هیچ وجه محلی از اعراب نداشته و مطالبی که جای فکر و تحلیل دارند این است که چه بر سر محصولات  صاحبان بی خیال  درختان مثمر‌‌‌‌می‌آید و اصولا آنها چرا تا این اندازه نسبت به عرضه محصول درختان ثمرده خود بی خیالند. اما اصولا از آنجاییکه طبیعت کار خود را خوب می داند و نسبت به فایده گیری از محصولات خود بی توجه نیست آنها را به دوباره تجزیه کرده و قوای درون آن را به زمین برمی گرداند اما چیزی که خیلی جای سوال دارد این است که مالکان حقوقی و مدنی آن درختان چرا تا این اندازه نسبت به بهره بری از محصولات خود بی تفاوتند ! دستیابی به اسخ این سوال واقعا کار مهمی است .

دوباره بر‌‌‌‌می‌گردیم سرخط سخن جایی که مطلب را مجبور به ورود درباره عرضه محصولات درختان کرد. سخن این بود تا مادا‌‌می ‌که  در تولید کننده توقع و تمایل به ارائه محصولی وجود ندارد بحث بر سر مخاطب کاملا بی جا و غیر ضرور است اما چنانچه تولید کنندگان و یا باغداران ( و یا مستند سازان ) مایلند که محصولاتشان مخاطب داشته باشند شایسته است فکرهایی برای  قابل عرضه کردن محصولات خود به مخاطبان داشته باشند.

واقعیت این است که تمام مستندسازان ( و تمام هنرمندان و تمام باغداران ) به طور باطنی در دل خود از مخاطب اسم‌‌‌‌می‌برند و مایلند که آثارشان در سطح انبوه دیده و ملاحظه شود ( و حتی باغداران ظاهرا بی خیال هم مایلند که‌‌میوه‌های درختانشان حیف نشود و حتی صاحبان باغات درختان غیر مثمر و بدون بار هم در شکلی عمیق تر و باطنی تر از عبث بودن باغ خود رنج‌‌‌‌می‌برند و در عبارت کاش را نجوا‌‌‌‌می‌کنند و مایلند که کسی زیر سایه این درختان خنک شود )‌... واقعیت این است که هنرمند محتاج به تماشاگر است.

بارها و بارها دیده ایم که سازندگان آثار کم مخاطب و یا بدون مخاطب رنجیده از احوالات شیوه نمایش و اکران هستند و با جایگزینی عبارت فیلم فرهنگی به جای عبارت فیلم کم مخاطب سعی در این دارند که تمام عوامل کم مخاطبی و یا بی مخاطبی فیلم خود را مربوط به کمی‌شیوه‌های جذب مخاطب در سیستم‌های دعوت و تبلیغ و نمایش برای مخاطب بدانند. نکته مغفول این جاست که فیلم آنها فارغ از ک‌می‌امکانات واقعا برای مخاطب ساخته نشده‌... واقعیت این است که فیلم ( اعم از داستانی یا مستند ) وقتی مخاطب خود را جذب‌‌‌‌می‌کند که اساسا از بنیاد برای مخاطب ساخته شده باشد و خود فیلم سهم جدی و بسیار مهم خود را برای جلب مخاطب ادا کرده باشد.

مستندی که بی توجه به مخاطب تولید‌‌‌‌می‌شود و هنرمند سازنده آن مستند تنها بر اساس تمایلات خود و برای رضای دل خود فیلم را ساخته  و در هیچ لحظه ای به مخاطب فکر نکرده است خیلی خیلی طبیعی و منطقی است که مخاطب نداشته باشد و یا مخاطب بسیار محدودی داشته باشد.

اما وقتی اثر هنری به پایان‌‌‌‌می‌رسد و کار ساخت اثر به اتمام‌‌‌‌می‌رسد گویی تازه نوبت فکر کردن به مخاطب است‌. البته نه برای دادن چیزی به او بلکه برای گرفتن چیزی از او‌. احیانا  گرفتن پول بلیط ، گرفتن تماشا ، گرفتن تحسین و تشویق‌. اما واقعیت این است که در هر چرخه سالم بایستی که داد و دهش ( بده بستان ) وجود داشته باشد. مخاطب به هیچ وجه به تماشای هیچ اثری نمی‌رود مگر آنکه مطمئن باشد که چیزی از نیازهای او با آن اثر برطرف خواهد شد‌. یعنی‌‌‌‌می‌رود که بگیرد. از اینجا این مقاله به بعد در واقع تنها اشاره به چند و چون فکر کردن و راه‌های اندیشیدن به مخاطب پیش و در حین تولید اثر مستند برای جلب مخاطب است. ما همه مایلیم که فیلم‌هایمان را همه ببینند‌. نمی‌شود بدون اینکه به مخاطب فکر کنیم و به او چیزی بدهیم از او توقع تماشا داشته باشیم‌.

********

نیاز مخاطب به رسانه مستند چیست ؟

این پاسخی است که خود مستندساز بایستی پاسخ دهد. در نظام شبکه‌ای زندگی اجتماعی مسئولیت انسجام و کمک به قوام  و سامان این شبکه با همه افراد حاضر در شبکه بوده و‌‌میزان و گونه مسئولیت براساس شغل و مهارت و توانایی است. مستندساز به عنوان وجهی از این شبکه خود باید علت نیاز مخاطب ( دیگر اعضا شبکه ) به مستند را پیدا کند. طبعا ‌‌میزان تعهد او به دیگران ( دیگر اعضا شبکه ) - و در نگاهی عمیق تر تعهد او به خودش - باعث‌‌میزان توجه او به مخاطب در تمام مراحل ساخت است . اگر یک باغدار درختان مثمر و بارده به دلیل تجربه بازار ناچار به حراست از کیفیت کالا برای عرضه است و برای او توجه به مخاطب همانند اصلی برای حفظ بازار قاعده ای لایزال است، یک هنرمند و یک اهل فرهنگ نه فقط به دلیل تجربه‌های بازار که به دلیل ارادت به دخالت مفید در شبکه باید توجه به مخاطب را عملیاتی و اجرا کند. آخرین جمله این بند را با تکرار سرفصل آن به صورتی سوالی تر و با گذاشتن دو علامت سوال در پایان جمله به پایان‌‌‌‌می‌برم :

نیاز مخاطب به رسانه مستند چیست ؟؟

********

تمایلات پنهان و پیدای مخاطبان

تمایلات در انسان به دو صورت پنهان و پیدا وجود دارد. مستندساز با چشم غیر مسلح می تواند تمایلات پیدا را ببیند ولی برای دیدن تمایلات پنهان بایسته است که دست به کاوشی جدی تر بزند. تمایلات پیدا در واقع همان چیزی است که مخاطب هم خود با آن آشناست و آن را می خواهد و می داند که می خواهد و تمایلات پنهان آن دسته از تمایلاتی است که هنوز رشد نیافته و هنوز برملا نشده است و در این مطلب به عنوان آنچه باید بخواهد از آن نام برده می‌شود.

آنچه تماشاچی‌‌‌‌می‌خواهد:محور اندیشه کردن و توجه به مخاطب گاهی از سوی مخاطب شروع‌‌‌‌می‌شود. یعنی بررسی آنچه که خود مخاطب‌‌‌‌می‌خواهد. در این شکل که از قدیمی‌ترین اشکال مخاطب پژوهی است مستند ساز‌‌‌‌می‌کوشد تا دریابد که مخاطبین برای دیدن چه مسایلی بیشتر کنجکاوند و بیشتر به چه مسایلی علاقه نشان‌‌‌‌می‌دهند و بیشتر به چه مسایلی احساس نیاز‌‌‌‌می‌کنند‌. این گونه مستندها‌‌‌‌می‌توانند مسائل کاذب و نازلی مانند کنجکاوی راجع به زندگی خصوصی ستارگان عرصه‌های نمایشی و ورزشی و یا کنجکاوی‌ها و نیازمندی‌های ارزشمندی همانند  میل به دانستن روش‌های تربیت اطفال. میل به دانستن راجع به خدا و مذهب  و یا میل به دانایی بیشتر راجع به حقوق انسانها باشد. تمایلات انسانی معلوم و تعریف شده انسانها و آنچه که می خواهند اختلاف سطحی از دانی تا عالی دارد و با مرور تجربه ها می توان آنها را شناخت.

آنچه تماشاچی باید بخواهد :اینکه تماشاچی و مخاطب چه چیزی را باید بخواهد به دلیل تاکید کلمه باید و امری ساختن عبارت ممکن است‌‌میان افراد  گوناگون محل بحث و اختلاف باشد. اما مستند ساز با تشخیص خود و یا تشخیص تهیه کننده خود‌‌‌‌می‌تواند به مواردی بدیهی و یا قابل دفاع برسد و بر آن تشخیص استوار بماند که تماشاچی باید این مستند را بخواهد. این امر باید اساسا و ابدا برپایه اجبار و تحمیل چیزی به مخاطب نیست چرا که در ابتدایی ترین پاسخ‌‌‌‌می‌توان گفت مخاطب اگر تمایل نداشته باشد هیچ بایدی را نمی‌پذیرد. پس تولید مستندی برای مخاطب بر اساس آن باید مفروض ، بایستی که بر پایه تمایل درونی مخاطب – اما  شاید کشف نشده توسط خود مخاطب – باشد‌.  برای مثال‌‌‌‌می‌توان گفت مخاطبین و بازدید کنندگان غارعلیصدر شاید هیچ به ذهنشان نرسد که اگر فیلمی‌مستند راجع به غارعلیصدر ببینند‌‌‌‌می‌تواند برای  ارتقا کیفیت بازدید و  بالابردن سطح لذتشان از این سیاحت مفید باشد. این به عهده  مدیران و مشاورین‌‌میراث فرهنگی و مدیران غارعلیصدر است که به این موضوع بیاندیشد.  علاوه بر افراد کفیل و مسئول، مستندساز (همان عضو شبکه زندگی گروهی ) نیز‌‌‌‌می‌ تواند داوطلبانه این نیاز را کشف و پیش نویسی برای مسئولین غارعلیصدر برده و برای درک بهتر این شگفتی بزرگ طبیعت نزد مخاطب کاری درخور بسازد و یقینا فیلمی که هم اکنون در ورودی غارعلیصدر در معرض فروش به مخاطبان قرار داده شده از یکی از این دو روش سر برآورده است.

عرصه نیازها و تمایلات مثبت کشف نشده مخاطب  بسیارند. در گفتگو بایک فرد روانشناس نکته جالبی را آموختم که مختصر آن این بود که؛ گروهی از افراد مسئله دار  که دارای شرایط غامض و پیچیده خلقی و شخصیتی هستند ، حل مشکل آنها  احتیاجی به دارو وبهره از تکنیک‌های روانپزشکی ندارد که مشکل آنها فقط با شرح و توصیف وضعیت خودشان در برابر خودشان حل‌‌‌‌می‌شود. یعنی خود ایشان بواسطه توفانهای درونی قادر به درک و دریافت تصویری از چگونگی احوالاتشان نیستند و چنانچه تصویری واقعی و بی غرض و بی مزاحمت و طعنه و کنایه از آنها ارائه شود بیدرنگ مشکلشان حل شده و راه بهبود را بدون نیاز به دارو و یا تیمارداری و یا شوک طی‌‌‌‌می‌کنند. مستند در بعض موارد با کشف این نیازهای کشف نشده نقشی بهبود بخش و درمانی برای مخاطب بازی کند. به طور مثال فیلم مستندی دیدم که تصویر واضح و درمانگری از مشکلات بیمارانی که دچار ترس از ارتفاع هستند به نمایش‌‌‌‌می‌گذاشت. مستند دیگری که اخیرا با استقبال بسیار مواجه شد و حتی به مجموعه سی دی‌ها و دی وی دی فروشی عمو‌‌می‌افزوده شد‌. مستند راز secret  بود‌. این مستند با آشنا کردن تماشاچی با احوالات و روشهایی برای موفقیت عملا توسط مخاطبان از فرط استقبال بلعیده شد. سال پیش در متروی تهران و برروی تابلوهای تبلیغاتی داخل واگونها به حدیثی از حضرت علی (ع) برخورد کردم که آن  نیز‌‌‌‌می‌توانست دستمایه مستندی با کارکردی این چنین باشد : "آرام باش تفکر کن توکل کن آستین‌ها را بالا بزن آنگاه‌‌‌‌می‌بینی که خداوند زودتر از تو دست بکار شده است‌". در تحقیقی که راجع به این فرمایش حضرت علی(ع) داشتم متوجه شدم که طیف بسیار وسیعی از کسانی که این حدیث را خوانده اند اراداتی مضاعف به مولای متقیان علی علیه السلام پیدا کرده و بر آستانه توکلشان افزوده شده‌. کشف این حدیث و به کارگیری آن در تبلیغات درون محیط واگونهای مترو دقیقا نمونه ای ممتاز از شناخت و کشف تمایل و نیازی است که خود مخاطب هنوز موفق به کشف آن شده است. 

********

مسئله دستور کار

نکته بسیار حائز اهمیت در برخورد با مخاطب آثار مستند وجود هدف معین و تعیین دستور کار قطعی و عدم خروج از حدود دستور کار است. به طور مثال مستند ساز پس از کشف تمایل مخاطب به شناخت قهرمانان اهل فتوت و جوانمردی تصمیم به ساخت مستندی درباره جهان پهلوان غلامرضا تختی می‌گیرد. حالا از این جا به بعد  دستور کار معرفی اخلاق مثبت مرحوم غلامرضا تختی است. بحث و نظر راجع به ضعف‌های تختی در کشتی ، آسیب شناسی اسطوره و اسطوره شکنی و تحلیلهای فرامتنی و بینامتنی و اقتراحات متکثر و از این قبیل مباحث عملا نقض غرض محسوب‌‌‌‌می‌شود. خوبی وجود دستور کار چشم پوشی از شاخه‌ها و مطالبی است که کار را از یکدستی خارج‌‌‌‌می‌کنند‌. خوبی وجود دستور کار و وفاداری به آن عنصر بسیار مهمی‌است که باعث‌‌‌‌می‌شود که مستند حرفی اضافه بر منظور مورد نظر نزده و از حدود تکلیفی که برای خود معین کرده خارج نشود‌. فی المثل وقتی قرار است برای عموم مردم فیلمی ‌‌راجع به روشهای زندگی پس از زلزله زده شود اشاره به افراد از دست رفته و گشته شده گان نبایستی که حاوی لحنی کنایی به کسانی باشد که پیش از زلزله خانه‌های بدون مقاومت در برابر زلزله ساخته اند. این اشاره جز اینکه مردم داغدار و ملتهب را ترغیب به انتقام کشی از مهندسین و کارفرمایان بی مسئولیت کند اثری ندارد فلذا دستورکار ( نحوه سامان دهی زندگی پس از زلزله ) حکم‌‌‌‌می‌کند اشاره به از دست رفته گان فی المثل به نحوه ساماندهی و مشارکت مردم در تدفین و برگزاری یین‌های تسلی بخش مذهبی و سوگواری و طلب آمرزش برای آنان و دیگر رفتارهای معقول و سنجیده باشد‌. فیلمنامه نویس مستند به حکم دستور کار بایستی بر خشم خود از سهامداران تقصیر در فاجعه چیره شده و مستند خود را تنها حاوی مطالبی راجع به دستور کار کند.

********

 مخاطب مستند به مثابه یک مشتری

خلط بحث‌های پولی در فعالیتهای فرهنگی و دیگرخواهانه ( دیگر به معنی مخاطب در نزد مستندساز) همواره باعث سوتفاهم و اختلاف‌هایی‌‌‌‌می‌شود که ناشی از نرسیدن اجماعی عقلانی در دو مقوله ابزار و نیت است. برای انجام کار فرهنگی پول یک ابزار است و توجه و اعتنا به این اندیشه افراطی که "پول نماد مادیگری است " باعث‌‌‌‌می‌شود که در یک سوتفاهم به این گزاره برسیم : پول به عنوان نماد مادیگری نباید نقشی در تصمیم گیری‌های فرهنگی  داشته باشد و مهم تر اینکه نباید وارد انگیزه‌های کار برای مخاطب شود !‌...

اما یک مستندساز بهتر است از همان ابتدای کار و توجه به مخاطب به پول هم فکر کند ! ( البته تا جاییکه به پول به چشم ابزار نگاه کند )

لایه ای از تعریف مخاطب همان تعریف مشتری است‌. مشتری به عنوان کسی در یک سوی معامله ای اقتصادی ایستاده است کسی است که بهای کالا را‌‌‌‌می‌پردازد تا چرخه تولید بوسیله ابزاری بنام پول جریان خود را ادامه دهد. طول عمر و توسعه  یک جریان تولیدی ساخت مستند بستگی مستقیم به استقبال مخاطب از کالا دارد و تولید کننده مستند؛ هم به دلیل نیتهای فرهنگی و هم به دلیل تمایل  به توسعه و تداوم تولید بایستی که از ابتدا به مخاطب خود توجه کند تا بتواند او را هم بعنوان یک گیرنده پیام و هم یک مشتری حفظ کند. توجه به مخاطب مستند به عنوان مشتری جدا از سود رسانی و توسعه و تداوم چرخه تولید مستند فضای مستند در‌‌میان عموم مردم را گسترش‌‌‌‌می‌دهد. وجود بازار فعال مستند نقشی بسیار مهم در ایجاد تصور از زنده بودن و حیاتمندی یک پدیده دارد. به طور مثال وقتی که مردم مقابل سینماها صف بکشند و ازدحام وجود داشته باشد بازار سینما زنده و فعال به نظر می‌رسد و همین تصویر بر ادامه حیات تاثیری بسیار مستند می گذارد. اما تصور جدی مردم از بازار مستند معمولا بر دو نوع است‌.

مستند رایگان : همانند سی دی‌های رایگان که توزیع عمومی‌‌‌‌می‌شوند نطیر سی دی‌هایی که درباره آموزش مهارتهای زندگی و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی‌‌میان دختران و پسران دبیرستانی توزیع‌‌‌‌می‌شود و یا مستندهای تبلیغاتی ( نطیر مستندهای پرتره ای که معمولا مواقع رای گیری‌ها توزیع‌‌‌‌می‌شود ) و صد البته مستندهایی که از تلویزیون پخش‌‌‌‌می‌شود.

مستند فروشی: شاید اگر تجربه خرید دو سه دی وی دی نظیر رژه پنگوئن‌ها و فارنهایت 911 و یا تجربه عرضه دو مستند ساخته مسعود ده نمکی  نبود‌‌‌‌می‌شد با جرئت گفت عملا تنها مستندهایی که تماشاچی برای آنها پول داده است یا سی دی‌های آموزشی و فیلم‌های درسی مستند است و یا مثلا فیلم‌های مستندی با عنوان : "تصاویری از جنایات صدام" ویا  فیلم "حرکات مرتاضان هندی‌"!

 واقعیت این است که تماشاچی و مخاطب ایرانی تاکنون برای مستند هنوز پولی خرج نکرده است. و تصوری که از مستند فروشی دارد همین معدود عناوینی است که تاکنون با آن برخورد کرده است.

اخیرا فیلمی‌ مستند از قهرمانی تیم فوتبال پیروزی تهران و تاثیر مربیگری آقای افشین قطبی مربی پیروزی تهیه شده ( مردان پرسپولیس ) و با عرضه و تبلیغات فضای مستند را با تجربه بازار و فروش مواجه ساخت. فارغ از بررسی کیفی این اثر با تجربه‌ای که در توزیع و عرضه مردان پرسپولیس رخ داد به نظر‌‌میرسد با انتخاب موضوع مناسب ( نه فقط لزوما با موضوع فوتبال که اساسا هر موضوعی که نیاز جدی مخاطب باشد ) و عرضه و توزیع آن در زمان مناسب مستند‌‌‌‌می‌تواند خود را وارد دریافت‌های مالی از سوی مخاطبان خود کند. قطعا توجه به جنبه‌های زیبایی شناسی و نازک کاریهای هنری، مخاطب انسی باطنی تر و عمیق تر با خود مستند برقرار خواهد کرد در او عطشی برای خرید مستندهای بعدی ایجاد خواهد کرد‌.

 ********

‌‌میزان مخاطب

چنانچه بدانیم مستندی که تولید‌‌‌‌می‌کنیم با هزینه تکثیر و تبلیغات چهل‌‌میلیون تومان هزینه بر‌‌‌‌می‌دارد و اگر هر سی دی هزار تومان قیمت گذاری شود برای بازگشت سرمایه چهل هزار سی دی باید بفروش برسد‌.. اما آیا مستندی وجود دارد که چهل هزار خریدار داشته باشد ؟

 اینجا نقطه شروع چالشی جذاب و جدی برای جذب مخاطب است که گاهی اوقات به رفتارهای تاسف باری برای جلب مشتری منجر‌‌‌‌می‌شود. مثلا روی آوری به جذابیتهای دانی و نازل که عملا حاکی از شکست تولید کننده غیر متعصب به کیفیت و ارزشها در برابر چالش فکر کردن برای جذب مخاطب از راه‌های بهتر و  وزین تر است. اما با بررسی علمی ‌و با نگاهی تحقیقاتی‌‌‌‌می‌شود خیلی سریع به امیدواری‌هایی برای جذب مخاطب  دست پیدا کرد‌. حتی به‌‌میزانی که تعداد مخاطبین به سود آوری برای مستند برسد. اولین نکته این است که هدفی که مستند برای مخاطب خود دارد چیست و گروه هدف کدام است ؟

هدف مستند و گروه هدف:

تعیین هدف معین برای مستند خیلی راحت‌‌‌‌می‌تواند مرحله اول سنجش‌‌میزان مخاطب باشد. وقتی هدف مستند مستقیما یک نیاز اساسی مخاطب باشد ( چیزی مانند اسباب بازی برای کودکان ) گروه هدف گروه کودکان شمرده‌‌‌‌می‌شوند‌. حالا به راحتی شمارش آحاد گروه هدف با یک مراجعه ساده به آمارهای کلی کشور قابل دستیابی است. چنانچه مستند در گروه " مستند برای کودک " و نه "مستند برای کودک "قرار بگیرد و مصرف کننده اصلی مستند خود کودکان باشند طبیعی است که  کودکان همان اندازه که خریدار بسته‌های اسباب بازی شانسی (که همراه خود یک سی هم دارد ، نظیر جعبه‌هایی موسوم به سک سک ) خریدار مستندی هم خواهند بود که برای آنها تدارک دیده شده‌. شخصا شاهد بودم سی دی‌هایی که به منظور پاک کردن چشمی‌های دستگاه‌های  پخش سی دی و یا دی وی دی تولید‌‌‌‌می‌شوند و اصطلاحا به آنها هدپاک کن‌‌‌‌می‌گویند حاوی تصاویری بود خیلی خیلی جذاب و رنگی از حیوانات گوناگون و لحظات شیر خوردن نوزادان آنها از مادرانشان را نمایش می‌داد. این تصاویر خیلی خاص و جذاب همراه با موزیک و ترانه‌هایی قشنگ بود و جالب اینکه اسم حیوانات را هم معرفی‌‌‌‌می‌کرد. منظورم از اشاره به این مثال این بود تا در انتها عرض کنم همین دی وی دی  که قبلا  اورژینال آن را به عنوان هدپاک کن خریدم بعدا  کپی شده آن را بعنوان سی دی مستندی برای کودکان در‌‌میان اسباب بازی‌های برادرزاده ام دیدم و متوجه شدم که مهدکودک آنها که هر ساله بیش از دویست کودک جدید را ثبت نام‌‌‌‌می‌کند این سی دی‌ها را به عنوان جایزه به آنها‌‌‌‌می‌دهد‌. از این مثال‌‌‌‌می‌توان واقعا باور کرد که یک مستند  زیبا و سنجیده و ظریف برای کودکان قطعا بدون مخاطب نخواهد ماند حتی اگر به منظور هدپاک کن تولید شده باشد!

********

مستند به مثابه یک کالا: با تعیین گروه هدف حالا مستند به عنوان یک کالا توسط گروه‌های خریداران در سبد خرید آنان قرار خواهد گرفت چرا مهم ترین مسئله یعنی نیاز به آن توجه شده است. برای باور به اینکه مستند بتواند به عنوان یک کالا برای مخاطب تصور شود بیش از آنکه خرید کردن یا خرید نکردن مخاطب را محل تردید قرار دهیم باید باور خود فرد مستندساز در این تصور که مردم نمی توانند مصرف کننده جدی مستند باشند را شکست. مخاطب آنجا که نیاز داشته باشد و آنجا که کالا با بهای مناسب در اختیارش باشد حتما متاع مورد حاجت خود را تهیه خواهد کرد. خواه نان خواه فیلم مستند. خواه فیلم مستند خواه دارو.

********

گروه مخاطبان خاص

کشور هفتاد‌‌میلیونی ایران در نگاه اول یک گروه هفتاد‌‌میلیونی است. اما در نگاههای طبقه بندی شده تر دارای گروه بندی‌ها و زیرگروه‌های بسیار بسیار متنوع و خیلی کوچک است ( نظیر گروه های پانصد نفره یا پنجهزار نفره یا پنجاه هزار نفره و بیشتر ) که با شناسایی این گروه‌ها و پس از بررسی‌‌میزان افراد آن گروه‌‌‌‌می‌توان قدم‌هایی را برای تولید مستند برای آن گروه از مخاطبان خاص برداشت. پس از بررسی گر وه‌های کم جمعیت‌‌‌‌می‌توان حالا به فکر جذب سرمایه از طریق خود افراد آن گروه یا نهاد‌های حا‌‌می‌آن گروه‌های حداقلی بود‌. بطور مثال  تولید مستندی که برای گروه بیماران دیابتی و یا گروه همسران زندانیان و یا گروه طرفداران یک تیم درجه یک فوتسال در نظر گرفته‌‌‌‌می‌شود طبیعتا و خیلی راحت با جلب حمایت لیدرها و مدیران آن گروه‌ها  قابل اجرا است و نیازی به نگرانی برای بازگشت سرمایه نیست اما شناسایی گروه‌هایی از مخاطبان خاص که جمعیتشان بسیار بسیار زیاد است‌‌‌‌می‌تواند امید برای ساخت مستند و برگشت سرمایه و بازدهی را افزایش داده و چرخه تولید مستند را کاملا فعال کند. بطور مثال گروه زنان باردار که بی تردید به انواع مستندهای آموزشی و هنری و تجربی و دیگر انواع مستند احتیاج دارند گروهی بسیار بسیار بزرگ هستند که همواره وجود دارند و تا دنیا دنیاست آنها نیازمند فیلم‌های مستندی هستند که در دوران بارداری به آنها کمک کند. محل فروش سی دی‌ها و دی وی دی‌های مستندی که برای آنها تولید‌‌‌‌می‌شود‌‌میتواند مطب‌ها و مراکز سونوگرافی باشد‌. کاری که هم اکنون نیز مراکز سونوگرافی‌ها انجام‌‌‌‌می‌دهند‌. یعنی یکی از درآمدهای جنبی مراکز سونوگرافی فروش فیلم‌های مستند گزارشی است که از جنین درون زهدان مادر تهیه‌‌‌‌می‌کنند !

مخاطبان عرصه‌های دیگر

عرصه‌هایی غیر از سینما و تلویزون و عرصه‌های نمایشی وجود دارند که برای خود مخاطبانی دارند. معروف ترین این عرصه‌ها عرصه ورزش است‌. از دیگر این عرصه‌ها به طور مثال‌‌‌‌می‌توان از عرصه‌های مذهبی نام برد. به طور مثال مستندی که از دوران حیات و زندگی و فوت مرحوم سید جواد ذاکر که از مداحان محبوب و مخلص اهل بیت ( علیهما السلام )  تهیه شده، مستندی بود که اصلا برای مخاطبین عرصه مجالس و هیات مذهبی تولید شده بود. طبیعی است کسی  مخاطب این مستند است که مخاطب عرصه مجالس مذهبی باشد. تا کنون بیش از چند‌‌میلیون قطعه از این مستند تکثیر و به فروش رسیده است. شناسایی دیگر عرصه و بررسی نیازهای مخاطبین آن عرصه‌ها از شیوه‌هایی است که‌‌‌‌می‌تواند هم باعث سرویس دهی فرهنگی به مخاطبان آن عرصه شود و هم اطمینان درباره حرکت و تداوم حیات تولید چرخه مستند را تقویت کند.

********

ژانرها

مستند هم همانند فیلمهای داستانی برای خود ژانرهایی دارد اما همانطور که همه پذیرفته‌اند این فیلم‌ها هستند که ژانرها را می سازند. هرباره  فیلمی کالت نقش سرنمون یک گونه و یک ژانر و یک زیرژانر تازه متولد شده را بازی می کند. مستندهای بسیاری هستند که هنوز ساخته نشده‌اند و بدیهی است که آن مستند‌ها قرار است در آینده نقش سرگروه ژانر خود را بازی کنند. سینمای داستانی که هیچ دشمنی با سینمای مستند ندارد و به تناوب دوره‌هایی از تاسی به مستند را در خود داشته است و حتی امروزه به جایی رسیده است که تلاش بسیار در مستندنمایی دارد، تعدد ژانرهایش بسیار بیش از مستند است. چرا که تلاش و تکاپوی بیشتری در عرصه توجه به مخاطب و فراهم آوری زمینه‌های مساعد مالی و شانس‌های بسیار تاریخی در گذشته خود داشته است. اما هیچ اغراق نیست که اگر بگوییم بخش بسیاری از این رشد محصول توجه به مخاطب و بررسی نیازهای روز و همیشگی مخاطب بوده است. البته ژانرها و تجربه‌های مشترکی میان مستند و داستانی وجود دارد. بطور مثال  ژانر مستندهای دادگاهی با همان نامی که ژانر فیلم های دادگاهی داستانی نامگذاری شده اسم برده می شود ولی هردو محصول با توجه به کشش درونی تماشاچی (مخاطب) به دانستن ماجراهای درون دادگاه ها تولید شده‌اند. قضیه علاقه به دانستن ماجراها و دیدن تصاویر دادگاه ها تا آن حد برای تماشاچی پرکشش و جذاب است که در برخی از ایالت‌های کشور آمریکا که عکاسان خبری روزنامه‌ها اجازه عکسبرداری از جلسات دادگاه را ندارند  نقاشانی به استخدام روزنامه در می‌آیند تا تصاویری فرضی و شبیه به آدم‌های توی دادگاه را نقاشی کنند تا  خواننده روزنامه در پیوست خبر و شرح دادگاه تماشاچی تصویری از دادگاه را ببیند. با یک چنین رغبتی در مخاطب برای دیدن تصویر از دادگاه اصلا بعید نیست که روزی کانالی مخصوص مستندهای دادگاهی راه اندازی شود. همانگونه که در یکی از شبکه‌های آلمانی تصاویری که به نمایش در می‌آید تماما تصاویری از مستند‌های پزشکی و نمایش لحظات پرهیجان عمل جراحی است. مستند پزشکی دقیقا به همان دلیل مورد اقبال است که فیلم‌های داستانی ژانر پزشکی. اما حالا وقت آن است که با جسارت و شهامت گفت که مستند می تواند از ژانرهای فیلم‌های داستانی برای گسترش و توسعه توجه خود به مخاطب استفاده کند. شاید همانگونه فیلم داستانی عشقی وجود داشته باشد باید که مستند عاشقانه نیز تولید شود.

مستند عاشقانه :انسانها وقتی جوان هستند احتمال عاشق شدنشان بیش از دیگر ایام است اما واقعیت این است که همان جوان در پیری هم دوباره مفهوم عشق را تجربه‌‌‌‌می‌کند و این بار در قالب عشق به نوه‌ها‌... موضوع این است که انسان به طور طبیعی در گروه موجودات عاشق است و اصلا کثرت تولید فیلم در ژانر عشقی به دلیل نیاز فراوان مخاطب است. انسان به طور باطنی و طبیعی مخاطب عرصه عشق است و محصولات عاشقانه را همواره خریدار است. به طور مثال در جمعه بازار‌‌میدان رسالت تهران برخی از افراد دستفروش که با هماهنگی شهرداری بساط جمعه بازار خود را پهن‌‌‌‌می‌کنند فروشنده اجناس عشقی هستند. دفتر خاطرات‌. جا سوییچی‌های عشقی به شکل قلب. پوسترهای عشقی‌. شب خواب‌هایی ساخت کشور چین که درون استوانه ای  نورانی و مملو از روغن و بر گرد یک باسمه عشقی شکلهایی آبستره و انتزاعی از انبساط و انقباض روغن بر اثر فشار هوا تولید‌‌‌‌می‌شود که تصاویر آن بی شباهت به مستندی علمی‌/ عشقی  دراره نحوه و ساختار فعل و انفعالات شیمیایی خون در بدن یک انسان عاشق است! ب

 نظر‌‌‌‌می‌رسد که جای مستندی عشقی در سبد خرید عشاق ( و نه لزوما از جمعه بازارها که شاید در مغاره‌های کادویی فروشی و یا گل فروشی‌ها ) خالی است‌. آیا ساختن مستند عشقی امری محال به نظر‌‌‌‌می‌رسد ؟ آیا طیف وسیعی ازاشاچیان آثار عشقی ( اعم از رمان و فیلم سینمایی ) برای تماشای یک مستند عشقی پشت چشم نازک‌‌‌‌می‌کنند؟ واقعیت این است که مردم هر محصول نمایشی سالمی‌را تماشا‌‌‌‌می‌کنند. چیزی که باعث تماشاست توجه به نیاز و یا تولید حس نیاز در مخاطب است و تنها ابزار عامل و کارآمد برای تحصیل این مهم جز این نیست که بایسته است که روی از چشم آینه برگرفت و چشم در چشم روبرو شد‌.

  
نویسنده : هادی مقدم دوست ; ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز ٢۳ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :